تبليغاتX
دیالوگ



سيمون وي: فريادي براي مبارزه با بنيادگرايي

 

امروز با بی حوصلگی شروع به خواندن كتاب" نامه به يك كشيش"[‌أ] اثر سيمون وي كردم كه فورا به اشتياقي وافر مبدل شد. از خواندنش بسي لذت بردم و هيجان خواندن باري در من افزونتر شد. مقدمه استاد فرزانه مصطفي ملكيان كه به بررسي احوالات روحي و رواني سيمون وي و انديشه ها و آثار او پرداخته اند به قدر كافي گويا و خواندني است كه اميدوارم اهل كتاب خود را از مطالعه آن بي نصيب نگذارند. ايشان در اين مقدمه شرحي كوتاه ولي نسبتا جامع از ديدگاههاي سيمون وي ارائه كرده اند كه دليلي بر تكرار و بازگويي آن نمي بينم. مساله من آن بخشهايي از ديدگاههاي سيمون وي در كتاب نامه به يك كشيش است كه مي تواند از زاويه نقد سياسي و اجتماعي دوران ما جالب توجه باشد

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 22:39  توسط منصور انصاری  | 



مقدمه همان سلام است

سيگارتو خاموش كن دستت را مي سوزونه

 

   سلام.اين روزنوشتي براي افتتاح وبلاگ من است. من هم مي خواهم همون حرفهاي شما را بزنم ولي به روشي كه شايد اين جوونهاي تنبل ايروني را كمي مشتاق كنم. نمي خواهم بند فلسفه را آب بدم. مي خواهم همون جوري كه با خودم واگويه مي كنم با اونها حرف بزنم. البته باز هم اين دليلي نيست كه من راه علاج تنبلي ديگران را بيابم و بخواهم فلسفه را به اونها بخورانم. نه گفتم مي خواهم مثل خودشون، مثل خودمون همون جوري كه در تاكسي حرف مي زنيم، حرف بزنم. زبان روزمره اي كه محاوره اي است. همه با هم حرف مي زنيم.

   من مي خواهم با تو حرف بزنم شايد هم نه با خودم. راستش من هميشه تلاش مي كنم تا با انرژي سر كلاسهام حاضر بشم. بعضي وقتها هم .................واقعا دانشجوهاي امروزي خيلي بي حال و بي رمقند، نه مي خواهند بدانند، نه مي خواهند كار كنند و نه مي خواهند حتي تخيل كنند. تخيل هم عالي است. تنها چيزي كه به وفور در بين اونها يافت مي شود شكايت از عالم و آدم است.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 21:51  توسط منصور انصاری  |